تبليغاتX
راه مردم
درست مثل پینوکیو

من، گاليلئو گاليله، فرزند وينچنزو گاليله اهل فلورانس ، در سن هفتاد سالگي، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند ياد مي کنم که همواره به جمله اين کتاب و آنچه پاپ مقدس و كشيشان كليساي كاتوليك مي گويند اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آينده نيز اعتقاد خواهم داشت

اعلام ميکنم که نظر من در مورد اينکه خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي چرخد، يک تفکر باطل ، الحادي و نادرست و گمراه کننده بود که نمي بايست در هيچ جا، تدريس شود ، مورد بحث قرار گرفته يا مورد استناد قرار گيرد. واقعيت مشخص و روشن اين است که زمين مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسي مي داند و هر روز مي بيند، اين خورشيد و تمام ستارگان هستند که به دور زمين مي چرخند. اين اعتقاد من است و در آينده نيز از اين اعتقاد برنخواهم گشت

 

دادگاه گالیله

ميخواهم در برابر شما اعلام کنم که در خلوت خود ، نور حقيقت در دل من راه يافته و به خوبي درک کردم که آنچه قبلاً گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشيمانم و هر محکوميت و جزايي که براي من تعيين شود با خوشحالي پذيرا خواهم شد و اميدوارم به سزاي خود در گمراهي بخش زيادي از جامعه برسم

در صورتي که از هر يک از موارد فوق تخطي کرده و در آينده به تفکر نادرست خويش بازگردم، مسئوليت و تبعات اين خطاي نابخشودني را به طور کامل مي پذيرم. من براي اينکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چيز را از قبل روي اين برگه نوشته و براي شما خواندم و اعلام ميکنم که اين برگه، رسم الخط خود من و ذهنيات و اعتقادات شخصي من بوده و بدون هرگونه فشار و تأثيري از بيرون، نگاشته شده است.

زمین گرد نیست

 

نوشته شده در 2009/10/30ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

چائوشسکو بعد از کشته شدن توسط شورشیان ضد حکومت در بخارست

چائوشسکوو همسرش در شورشهای رومانی کشته میشوند

نوشته شده در 2009/10/20ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |
قسمت دوم: مجازات سران نازیسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واین پایان یک ماجرای ادامه دار بود...

 

نوشته شده در 2009/10/5ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |
قسمت اول:

آدلف هیتلر

هیتلر در دوران کودکی


 



ویرانه های جنگ


 



ویرانه های جنگ دوم -لهستان


اعدام مخالفان


بدستور هیتلر جشن کتابسوزی در آلمان براه میافتد


هیتلرو همسرش گلی رابائول که ساعاتی قبل ازخودکشی با او ازدواج نمود


پناهگاهی که هیتلر در آن خودکشی کرد


وپایان دردآور یک دیکتاتور جنایتکار(خودکشی هیتلرقبلاز سوزانده شدن)


وااین پایان هیتلر بود

 

نوشته شده در 2009/9/21ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

متن سخنرانی چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ

از تاريكي به روشنايي، ورود به دنيايي مهربان‌تر
ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم بازخواهد گشت.
من متاسفم،

اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور دهم يا جايي را فتح كنم.

من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكاني باشد

يهودي، بي‌دين، سياه، سفيد.

ما همه مي‌خواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است. ما همه مي‌خواهيم در شادي يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي يكديگر، ما نمي‌خواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم، در اين دنيا اتاقي براي همه يافت مي‌شود و زمين نيك غني است و مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگي مي‌تواند آزاد و زيبا باشد.
اما ما راه را گم كرده‌ايم
حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر كرده،

ما را در بدبختي و خون غوطه‌ور كرده است.

ما سرعت را بالا برده؛ ولي خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته است. ما بسي فكر مي‌كنيم و بسيار كم‌احساس. بيش از ماشين‌آلات، ما محتاج انسانيت هستيم.

بيش از هوش محتاج مهرباني و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگي خشن مي‌شود

و همه چيز از دست مي‌رود. هواپيما و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد مي‌زند،

براي برادري جهاني براي يگانگي همه ما فرياد مي‌زند. حتي اكنون صداي من به گوش ميليون‌ها نفر در جهان مي‌رسد، ميليون‌ها مرد، زن و كودك نااميد، قربانيان سيستمي كه باعث مي‌شود بشر شكنجه كند و مردم بي‌گناه را به زندان بيندازند.
به كساني كه صداي مرا مي‌شوند، مي‌گويم «نااميد نشويد».
رنجي كه اكنون در بين ماست گذر حرص آدمي است، تلخي بشري است كه راه پيشرفت انسان او را مي‌ترساند.

 



نفرت آدمي مي‌گذرد و ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم باز خواهد گشت و تا زماني كه انسان‌ها مي‌ميرند، آزادي نابود نخواهد شد.سربازان: خود را به دست ددمنشان نسپاريد، انسان‌هايي كه شما را تحقير مي‌كنند، در بند مي‌كشانندتان، كساني كه زندگي شما را كنترل مي‌كنند، به شما مي‌گويند كه چكار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كساني كه شما را شرطي مي‌كنند، رژيم غذايي مي‌دهند با شما مانند گاو رفتار مي‌كنند و از شما به‌عنوان گلوله توپ استفاده مي‌كنند. خود را به دست انسان‌هاي غيرطبيعي نسپاريد، مردان ماشيني با ذهن ماشيني و قلب ماشيني! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد! شما عشق به انسان در قلب خود داريد.
شما نفرت نمي‌ورزيد؛ تنها بي‌عشقان متنفرند، بي‌عشق و غيرطبيعي. سربازان: براي بردگي مبارزه نكنيد! براي آزادي بجنگيد! در فصل هفدهم سنت لوك نوشته شده «قلمروي خداوند در ميان انسان‌هاست» نه يك انسان و نه گروهي از انسان‌ها، بلكه همه انسان‌ها، در شما، شما مردمي كه قدرت داريد؛ قدرتي كه ماشين بسازيد؛ قدرتي كه شادي پديد آوريد. شما مردمي كه قدرت داريد تا زندگي را آزاد و زيبا كنيد تا اين زندگي را پر از حادثه كنيد.سپس به نام دموكراسي، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم! متحد شويم. يگانه! براي يك دنياي جديد مبارزه كنيم، دنياي آراسته‌اي كه به همه انسان‌ها اجازه مي‌دهد كار كنند كه به شما آينده و امنيت دوره سالمندي مي‌دهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت مي‌رسند؛ ولي آنها دروغ مي‌گويند. آنها به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و هرگز نخواهند كرد. ديكتاتورها خود را آزاد مي‌كنند؛ ولي مردم را برده مي‌كنند. اكنون، مبارزه كنيم براي رسيدن به آن وعده‌ها! مبارزه كنيم براي آزاد كردن دنيا، براي از بين بردن موانع، براي دور كردن حرص و آز، نفرت و ناشكيبايي، مبارزه كنيم براي جهان منطقي، جهاني كه علم و پيشرفت به شادي انسان مي‌انجامد.سربازان؛ به نام دموكراسي متحد شويم.
هانا، صداي مرا مي‌شنوي؟ هرجا هستي نگاه كن هانا: ابرها به حركت در مي‌آيند؛ خورشيد مي‌درخشد. ما از تاريكي به روشنايي مي‌رويم. ما به جهاني نو وارد مي‌شويم.

دنيايي‌مهربان‌تر، جايي كه انسان‌ها بر فراز نفرت خود، حرص خود و ددمنشي خود قرار مي‌گيرند.

نگاه كن هانا: به روح انسان بال داده شده است و بالاخره او پرواز را آغاز مي‌كند،

به سوي رنگين‌كمان پرواز مي‌كند

به سوي نور اميد،

به سوي آينده، آينده باشكوه متعلق به توست،

به من و همه ما. نگاه كن هانا، نگاه كن.
نوشته شده در 2009/9/6ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

http://irancartoon.ir/news/archives/2007/04/post_860.php

نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

با درود به دوستان عزیز و خوانندگان وبلاگ راه مردم

به اطلاع دوستان عزیز میرسانم اخیرا خبری از سوی سایت خبری خلیج فارس در استان بوشهر به نقل از اینجانب در مورد خبر مربوطه به ادامه بازداشت و یا آزادی  من بصورت موضع گیری شخصی من منتشر گردید که بشدت آن را تکذیب ؛ که انتشار چنین اخباری  بدلیل اینکه از سوی من نمی باشد آن را دروغ محض از سوی سایت فوق اعلام مینمایم.

نوشته شده در 2009/4/21ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

نوروز  درخت تنومند هزاره ها

بر 

 

 ایرانیان آزاده و فرزندان کوروش

 

مبارکباد

 

نوشته شده در 2009/4/3ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

 حامیان سایت ضد ملی سوک چه کسانی هستند؟

 بعد از انتشار خبر های اخیر و سراپا کذب سایت محلی سوک که وابستگی آن به فرد یا افرادی در مجموعه های دولتی در سطح استان میرود اخیرا خبری در مورد اتهام جاسوسی از ایشان بر علیه بنده در این سایت بکرات منتشر گردیده است که اینجانب به دلایلی خاص از جواب دادن به هاشم زاده مدیر معلوم الحال سایت خبری سوک اجتناب ورزیدم و لی تو گویی اینکه سکوت من احتمال شائبه ضعف از سوی ایشان تلقی گردیده است. اما آنچه که از نوع چینش اطلاعات داده شده در موارد مختلف در این سایت منتشر میشود  چند شائبه را در ذهن مخاطبان بوجود میآورد:

۱= وابسته بودن این فرد به مجموعه عواملی در نهادهایی مانند استانداری که ایشان با قاطعیت تمام حتی از کوچکترین جزییات تغییر و تحول در بوشهر آگاه است و یا حداقل خود را مطلع نشان میدهد .اگر کوچکتریت شکی در مورد این گفته من وجود دارد باید بگویم که درب استانداری که اتفاقا بر روی منتقدین این مجموعه بسته است و از طریق گیت های امنیتی روزنامه نگاران مستقل بشدت کنترل میشوند چگونه است که اخبار تغییرات استانی در این سایت بیشتر از سایتهای دیگر دیده میشود؟ . حتی در سفر چند ماه پیش که از سوی خانه مطبوعات محلی به منطقه پارس جنوبی ترتیب داده شده بود اتفاقا هاشم زاده مدیر سایت سوک نیز درآنجا با بنده ملاقاتی به شکلی کاملا  اتفاقی داشت و بعد از گفتگویی تقریبا کوتاه ایشان خود را فردی مطلع از اخبار در مجموعه وزارت کشور و بعضی از نهادهای امنیتی قلمداد نمود حال تصور کنید این فرد در محافل و مجالس با چه شگردهایی برای کسب خبر وارد عمل میشود.

هاشمزاده مدیر سایت محلی سوک

۲= انتشار اخبار دروغ و سراپا کذب در سایت سوک نشان دهنده و ابستگی سازمانی این فرد برای ایجاد جنگ روانی در استان و برهم ریختن آرامش و جلوگیری از جریان خبر رسانی آزاد است برای مثال ظرف ۷۲ ساعت اخیر درج خبری مربوط به نامه ارسالی محمد دادفر نماینده سابق در مجلس هفتم به شورای شهر بوشهر که اتفاقا با قاطعیت از صحیح بودن منابع ایشان خبر میداد به ناگاه خبر این نامه از سوی شورای شهر بوشهر تکذیب میگردد و آیا برای مخاطب این عمل سایت سوک دلیلی آشکار بر درو غگو بودن مدیر این سایت نیست؟

۳=براساس شایعات موجود هاشم زاده مجری سیاستهایی است که از سوی غلامحسین کرمی به ایشان و سایت محلی سوک القا میشود و از آنجاییکه دکتر کرمی ریاست محترم بازرسی استان از عموزاده های اینجانب است من به ایشان در مورد دوستی با سایت مخرب و فتنه انگیز سوک واقعا هشدار میدهم که مبادا ایشان(هاشمزاده) با ترفندهای مختلف با کسب اطلاعات و اخبار با مصادره به مطلوب شروع به دروغ پراکنی نماید و البته در مورد اینکه اگر هاشمزاده برای رسیدن به پلکان ترقی بخواهند متملق گوی  عموزاده بنده باشند هم خوشحالم و باعث افتخار بنده است.

۴= نهادهای ذیربط درمورد اتهام بنده فرض جاسوسی را ردنمودند و اقعا من نمیدانم که اتهام منتسب بمن  را آقای هاشم زاده از کجا یافته اند و احتمالا پروند من ممکن است ازطریقی بدست ایشان رسیده باشد به هرحال این که  ایشان خود را بیشتر فردی امنیتی و اطلاعاتی میدانند چیزی است که خودشان معتقدند که هر از گاهی اشارتی به بنده مینمایند و مرا رهین الطاف خود میکنند.

۵= اینکه هرخبرگزاری بخواهد درمورد هرکس چیزی بگوید صرف وابستگی آن فرد نمیتواند به فلان مجموعه یا سازمان  باشد و البته همه میدانند که جهان مجازی آنقدر نامحدود است که کنترل آن امری پیچیده است. در عین اینکه اینجانب هیچ مسئولیتی درمورد آنچه که سایتهای خارج از کشور درمورد من  مینویسند ندارم و نخواهم داشت.

 

نوشته شده در 2008/12/10ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

عکس:اسماعیل جعفری

عکس:اسماعیل جعفری

بقیه عکسها در صفحه بعد:


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 2008/12/5ساعت 2:47 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |
امنیت پاییزی در بوشهر

در حالی که مسئولین از وجود امنیت اجتماعی در استان سخن میگویند و طرح ارتقای امنیت اجتماعی از برنامه های در دستور کار نهادهای ذیربط در کشور و در استان بوشهر است خبرهای منتشره و و اقعیات موجود اما نشان از این مسئله است که ارتقای سطح امنیت اجتماعی علیرغم ادعاهای مکرر مسئولین تا چه حد موفق آمیز بوده است . وجود تنها دو قتل در معابر عمومی شهربوشهر که هنوز انگیزه های آن مشخص نیست میتواند مبین طرح این سوال از نهادهای دست اندرکار باشد که پاسخگو کیست؟ 






نوشته شده در 2008/11/25ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

 معلمان  از زحمتکش ترین اقشار کشورند در حالیکه میتوان این گروه را از آسیب پذیر ترین افراد بحساب آورد . تلاش و دغدغه طیف زحمتکش و مسئولیت پذیر ؛در ایجاد و آفرینش استعدادهای درخشانی که میتوانند در سطح علمی و آموزشی کشور موثر باشند بر هیچکس پوشیده نیست در واقع باید گفت آنچه به زیربنای فکری و علمی یک کشور و یک ملت کمک میکند نظام آموزشی و شیوه انتقال دانش است و این امر بیگمان تنها میتواند باری سنگین را بردوش مجریان این عمل بزرگ که همان معلمان باشد بگذارد بی دلیل نیست که جایگاه این قشر فهیم  در دنیای کنونی محلی از اعراب دارد با اینحال نباید این قشر مسئولیت پذیر در جامعه به بوته فراموشی سپرده شود و این در حالی است که این قشر زحمتکش بدلیل مشکلات اقتصادی که همواره فراروی آنهاست با تهدیدات روانی زیادی روبرو هستند و بی توجهی به آنها میل به ادامه مسئولیت را از آنان میگیرد؛در حالی که مسئولین مهرورز دولت نهم از عدالت و مهرورزی ادعایی سخن میگویند تو گویی فقط با تزریق و ادامه سیاست گفتار درمانی میتوان باری از مشکلات صنفی معلمان را حل نمود . مشکلاتی مانند مسکن و نداشتن سرپناه و ایجاد تبعیض جنسیتی برای استفاد از مزایای شغلی بخش انبوهی از گرفتاریهایی است که در دولت نهم نه تنها لاینحل مانده بلکه سعی در لاپوشانی نمودن این مشکلات نیز میرود. وزیر آموزش و پرورش جناب دکتر علی احمدی در حالی به بوشهر وارد شدند که هیچکس حتی کارمندان این نهاد نیز تا قبل از ورود ایشان اطلاعی از کم و کیف ورود وی به بوشهر نداشتند ولی احتمال میرود بعلت مناسب بودن هوای بوشهر در فصل پاییز وزرای کشور برای هواخوری و نه کم نمودن بار مشکلات معمولا در این فصل به استان بوشهر میآیند و طبق برنامه زمانی همیشگی خود عسلویه این منطقه همیشه دوست داشتنی را در برنامه ییلاقی و قشلاقی خود قرار میدهند . علی احمدی وزیر آموزش و پرورش نیز بعد از ورود شب گذشته به فرودگاه بوشهر بی توجه به وضعیت فرهنگیان و مشکلات انبوه و کمرشکن ؛خیلی بی تفاوت ؛امروز راهی منطقه عسلویه میگردد و باز این در حالی است که مطبوعات استان در مورد ورود وزیر آموزش و پرورش نه تنها مطلع نبودند  بلکه باید ریاست آموزش و پرورش استان بوشهر را مورد انتقاد و بازخواست قرار داد که چرا مطبوعات را در جریان ورود ایشان قرار ندادند ولی یک گمانه زنی میتواند مارا به این نتیجه برساند که آموزش و پرورش بوشهر دچار بحران بی تدبیری و بی کفایتی است و جا دارد مسئولین کشور برای رفع این بحران چاره ای بیندیشند.

نوشته شده در 2008/11/19ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |


پس لرزه های یک دروغ عنوانی است که این هفته برگزیدم حقیقتا عنوانی هم نتوا نستم بیابم هم به این دلیل که دروغ اساسا امروزه واژه غریبی نیست و از طرفی به این علت که با ما آنچنان عجین و آمیخته شده که بعضی و قتها آدمی حدومرز آن را نمیتواند تشخیص دهد و البته ا گر ماخودمان دروغ بگوییم قطعا حد ومرز آن را خوب بلدیم. داشتم مطلبی را از یکی از سیایتهای داخل کشور میخواندم (http://www.fararu.com/)که به مطلبی برخوردم با این مضمون که ماجرای کردان همچنان ادامه دارد . دروغ بزرگ کردان که با حمل و یدک کشی مدرک دکترا توانست خود را تا منصب وزارت کشور نیز برساند در سه سالی که از گذر پرفرازو نشیب دولت احمدی نژاد هم در عرصه داخلی که مورد انتقادات فراوانی در عرصه های سیاسی و اقتصادی است و هم در عرصه خارجی که سیاستهای چند صدایی این دولت موجب انزوای کشور در سالهای اخیر گردیده است در هرصورت اما عوضعلی کردان خود  توانست در جریان سه ماه صدارت خود بر منصب وزارت کشور بیشترین ضربات را بر پیکر این دولت مدعی عدالت وارد آورد سوای از تمام اینها به صرف زشت بودن این عمل یعنی دروغ یک وزیرکه موجب استیضاح وی در مجلس گردید گویا پس لرزه های کردان ممکن است بجان دیگران نیز بیفتد؛ بهمین دلیل است که احمدی نژاد تهدید به بررسی مدارک دیگر مدیران نیز نموده که البته اگر بنده بجای ایشان میبودم قبل از هرکاری یقه لاریجانی را میگرفتم و از اینکه کردان سالیانی چند در سازمان تحت امر ایشان (صداوسیما)کار میکرده و لاریجانی نیز بدون تحقیق و بررسی و یا ارزشیابی مدرک تحصیلی ایشان وی را مصدر امور در این سازمان نموده از طرفی رئیس جمهور احمدی نژاد میبا ید پای سازمان ارزشیابی مدارک تحصیلی را هم وارد قضیه کند تنها به این دلیل ساده که این سازمان از وظیفه قانونی خویش تخطی کرده ؛مگر میشود شخصی که صحت مدرک تحصیلی اش هم از سوی دانشگاه آزاد و هم دیگر مقاطع تحصیلی اش از طرف دیگر نهادهای آموزشی تکذیب میشود سالیانی در دانشگاه تدریس نماید و حقوق اش را هم بگیرد در حالی که در این مدت هیچ اقدامی از سوی نهادهای ذیربط برای ارزشیابی مدارک آقای کردان صورت نگیرد.  با اینحال اگر بعد از ماجرای استیضاح کردان که باعث برکناری وی از وزارت کشور گردید مجلس بخواهد پیگیر ماجراهایی همچون قصه غمناک کردان باشد معلوم نیست که تکانه های این زلزله دامن چه کسانی را خواهد گرفت ؟!!.

نوشته شده در 2008/11/11ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

توهين به ايرانيان در دبي ...!!!

25 مهر 87 - 07:27

بي شرمي ماموران اماراتي فرودگاه دبي

عليه مسافران بيگناه ايراني

منبع / نويسنده: وب سايت ايران ب ب ب

فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبي با مسافران و گردشگران ايراني

ماموران فرودگاه دبي به دليل انچه دريافت گزارشي مبني بر احتمال حمل مواد مخدر توسط يکي از مسافران ايراني پرواز تهران – دبي در ( پنجشنبه 14 شهريور )ضمن رفتاري بسيار شديد و وحشيانه اقدام به بازرسي و لخت کردن تمامي 152 نفر مسافران اين پرواز اعم از زن و مرد نمودنند
به گزارش شاهدان عيني که خود هم از مسافران اين پرواز نيز بوده اند پليس دبي پس از نگهداري 4 ساعته تمامي مسافران در فرودگاه دبي ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامي مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسي ويژه هدايت کرده اند


در سالن ويژه بازرسي فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبي از همه خواستنند تمام لباسهاي خود و حتي لباسهاي زير خود را دراورند و اقدام به بازرسي مسافران اين پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند
همچنين در پي گستاخي پليس فرودگاه امارات تمامي زن ها و دختر ها را توسط پليس مرد کاملا برهنه کردنند و حتي از فرو بردن دست در درون اندام تناسلي بانوان و دختران هم کوتاهي نکردنند

خانواده ایرانی در فرودگاه دبی

شاهدان عيني از فرياد و گريه و شيون زنان و دختران ايراني در سالن بازرسي 2 حکايت ميکنند که تمامي فضاي سالن شماره 2 فرودگاه دبي را پر کرده بود
يکي ديگر از شاهدان اين پرواز ميگوييد که زنان و دختران را پس از بازسي وحشيانه از سالن بازرسي به سوي سالن خروجي فرودگاه دبي هدايت ميکردند در حالي که به انها حتي اجازه نداده بودنن لباس هاي زير خود را هم به تن کنند و در حالي انها را يکي يکي ازسالن بازرسي ويژه خارج ميکردند که زن ها و دختران گريه کنان فقط لباسهاي خود را در دست داشتنند و نه بر تن !

يکي ديگر از مسافران زن اين پرواز ميگوييد که در اثر برخورد وحشيانه و خشن پليس دبي در حال بازرسي بدني از مسافران دختر بکارت يکي از دختران ايراني پاره شده است و فريادها و گريه هاي اين دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده هاي ديگر ايراني بازرسي شده باعث شد که پليس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشيانه تمامي مسافران دربند در سالن بازرسي را به همراه داشته باشد
از طرفي در نهايت بعد از 3 ساعت از بازرسي ويژه بدني تک تک مسافران ايراني مشخص شد که هيچ يکي از انها هيچ مورد خلافي به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبي عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقير ايرانيان عازم دبي اين حرکت زشت و بدور از انسانيت را انجام داده اند

واکنش سفارت جمهوري اسلامي در دبي :


پس از مراجعه حضوري چندي از مسافران ايراني به سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي ابتدا از ورود اين افراد به ساختمان کنسولگري جلوگيري به عمل امد ولي پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعيت ماجرا براي مسئولان جمهوري اسلامي در دبي به انها قول داده شد که پيگير ماجراي اتفاق افتاده شوند
همچنين يکي از 3 نفر از دختران که با جراحت ... مواجه شده بودنند براي اثبات موضوع به پزشکي قانوني ارسال شد که حقيقت ادعا اثبات شود
از طرفي بعضي از خبرنگاران رسانه هاي گروهي با معاون سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي قرار مصاحبه گرفتنند که ايشان از پذيرفتن خبرنگاران خودداري کردنند و با تعجب فراوان ايشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامي ماجراي اتفاق افتاده را تکذيب کردنند و گفتنند موضوع مهمي اتفاق نيفتاده و ماجراي گفته شده فقط شايعه است !
ولي يک روز بعد از تکذيب ماجرا توسط کنسولگري ايران در دبي - سفارت جمهوري اسلامي در ابوظبي با تاييد ضمني خبر برخورد وحشيانه ماموران فرودگاه دبي با مسافران ايراني و پاره شدن بکارت يکي از دختران 15 ساله اين ماجراي را يک اقدام عادي در فرودگاه دبي خوانند ولي گفتنند که در اين زمينه با فرمانده پليس فرودگاه دبي صحبت و موضوع پيش امده را پيگيري
 کنند !!!!!! 

نوشته شده در 2008/10/27ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |
شهر آفتاب تابان









نوشته شده در 2008/10/1ساعت 11:45 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |

زنده باد فساد


جرج برنارد شاو

اين اعجوبه ده و اين پير زنده دل شوخ طبع كه همه جهانيان با ديدة تكريم و ستايش به او مي

 نگرند كه بود و در طول عمر نود و چهارسالة خود چه خدمتي به ادب و هنر انگلستان كرد؟                                                                   

جورج، اين روزنامه نگار و منتقد، داستانسرا و درام نويس ايرلندي در 26 ژوئيه سال 1856 در دوبلين ايرلند به دنيا آمد، پدرش را چون بازرگان ناموفق بود كه معاملات گندم مي كرد و هيچگاه در كار خود آدم موفقي نبود، و از آنجا كه نه وقت داشت و نه سواد و نه دانش كافي، تربيت و تعليم فرزندش را به عموي خود كه كشيش كليساي نسبت برايد بود سپرد، تنها اقبال جورج در اين بود كه مادرش يك موسيقي شناس با استعداد و يك خواننده آماتور بود و از همين رو جورج خردسال از همان سال هاي كودكي و نوجواني با موسيقي و تئاتر آشنا شد. تا ...


ادامــه مـطـلـب
نوشته شده در 2008/8/31ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |
نوشته شده در 2008/8/15ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری| |