تبليغاتX
راه مردم
 با آنکه نزدیک به شش ماه از جنبشهای عربی موسوم به((بهار عربی)) میگذرد ؛با اینحال ادامه این جنبشها به تابستان نیز رسید از بن علی در تونس تا مبارک در مصر ؛نارضایتهای مردم بحرین بر علیه حاکمان خود تا درگیریها در یمن.

اکثر حاکمان این کشور در اثر تداوم مخالفتهای داخلی و ادامه فشارهای بین المللی ؛شکست را پذیرفتند  اما مسلما در میان این همه غوغا واشوب معمر قذافی آخرین مهره سوخته نخواهد بود باید سرنوشت اسد را دید. نشانه ها در باره وضعیت سوریه نشان از شکست بشار اسد در استفاده از سیاست چماق و تانک است .

کشتار روزافزون مردم بخصوص در مکانهای مقدس مثل مساجد؛ حادثه ساده و کوچکی نیستند که بتوان از کنار آنها براحتی گذشت همانطور که نباید در برابر سرکوب روزنامه نگاران و مخالفان در بحرین بدست حاکمان این کشور گذشت وظیفه همه کسانی که دل در گرو آزادی و دفاع از انسانهای در بند جهان را دارند این است که نگاه به حقوق همه آدمها و آنسانها را از یک دید و یک منظر بنگرند نمیتوان فقط بخاطر منافع زودگذر با زیر پا گذاشتن حقوق طبیعی و آنسانی بشر با منظری واحد و جداگانه و فقط بخاطر حفظ مصالح زود گذر اصل  و قاموس طبیعت آزاد انسانها را زیر پاگذاشت .

نمیتوان میان مردم مصر و یمن و لیبی و بحرین در مورد مسائل حقوق بشر تمایزقائل شد . انسان انسان است سیاه وسفید ندارد و اگر تمایزی وجود دارد این مربوط است به امتیازی که امپریالیزم و گرگهای وابسته به آن را تبلیغ میکنند .

نمیتوان بشار اسد را که دستش تا آرنج در خون مردم سوریه فرورفته است تافته جدا بافته بحساب آورد.حقیقت آن است که مردم کشورهای یادشده حاکمان خود را نمیخواهند و اسد نیز از قاعده خارج نیست و باید برود.




+ نوشته شده در 2011/8/26ساعت 2:52 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

فرصتهایی که دود شد

شترسواران مبارک تا پراید سواران بشار اسد                      


زمان برای دیکتاتورهای منطقه از شمال آفرریقا تا نیل حتی بخشهایی از شبه جزیره عربستان تا خلیج فارس بسرعت میگذرد تحولات چند ماهه اخیر در خاورمیانه و سرعت چشمگیر تغییرات  در این نقطه بحرانی جهان همه حکایت از این دارد که حاکمان منطقه در حال از دست دادن ابتکار عمل برای کنترل رژیم های خود هستند در واقع این گونه رژیمها که نقش بیستر کنترلچی را تا مدیری لایق در کشورهای خود بازی میکنند اینروزها در سراشیبی بحران افتاده اند . ظاهرا اکثر این حکومتها نام جمهوری را باخود یدک میکشند اما تنها چیزی که در اینگونه حاکمیتهای غیر پاسخگو وجود ندارد عدم مسولیت و درک این واقعیت  است که رژیمها تا زمانی مشروعیت دارند که به مردم خود یعنی به مالیات دهندگان خود دروغ نگویند ؛عمر حاکمان هرقدر هم که دراز و طولانی باشد اما عدم درک مسوئلیت پذیری و عدم پاسخگویی به خواسته ها و مطالبات مردمی همانند دودی است که چون پک زدن به سیگار قذافی که اینروزها خود و خانواده اش در پناهگها زندگی میکنند در یک لحظه میتواند به از بین رفتن زمان وفرصت برای حفظ پایه های قدرت بیانجامد واین چیزی است که امروز در خاورمیانه بحران زده شاهد آن هستیم. در این مواقع نه از شتر سوران مبارک برای سرکوب مردم مصر کاری برآمد و نه از پراید سواران بشار اسدد که همچون سلف خویش حافظ اسد و مبارک و بن علی دهها سال بر تخت خودکامگی  تکیه زدند.

View Full Size Image


View Full Size Image


View Full Size Image


View Full Size Image


View Full Size Image


View Full Size Image



+ نوشته شده در 2011/5/19ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

تاریخ دو وجه دارد یکی تراژیک و دیگری کمیک ! ؛سرنوشت همه زمامداران فاسد تاریخ بجز این نیست .آدلف هیتلر به شکلی خیلی خنده دار و ناباورانه بر صدارت آلمان تکیه زد اما پایان این نابکار تاریخ هم برای او و هم برای ملت آلمان بسیار تراژیک و غمبار بود.

صدام حسین؛ رئیس پیشین عراق که با کودتا و خونریزی بر اریکه قدرت چند دهه تکیه زد فقط دارای یک وجه تاریخی بود فقط تراژیک با خون آمد و ماجرایش فقط باخون شسته شد ا خود را فاتح قادسیه میدانست اما متاسفانه دادگاه عراق خیلی زود او را به حکم اعدام سپرد تا او همه اسرار شروع جنگ با ایران و همه جنایتهایش را با خود بگور برد.

حسنی مبارک؛ او را میتوان دیکتاتوری خوش شانس نامید که خود را تسلیم شرایط بخت و اقبال نکرد لجاجت و محافظه کاری اگرچه از خصلتهای دوران پیری است اما این وجه خنده دار تاریخ بود که او در برابر اعتراضات خیابانی ملت مصر تسلیم شرایط شود و اریکه قدرت را رها و به کاخ تابستانی شرم الشیخ برود.

بن علی؛حاکم تونس سرنوشتی بهتر از دیگران نداشت او زود در برابر اعتراضات قافیه را باخت. وقتی حاکمی در سراشیبی سرنگونی و سقوط قرار میگیرد حتی التجا به اماکن مقدس نیز چاره دردش نیست.

معمرقذافی؛ این یکی ماجراهای جالبی دارد داتشتن محافظان زن تا معشوقه های روسی  همه بخرج چکهای سفید امضای ملت بیچاره لیبی از در آمد نفت و گاز . قذافی علاقه زیادی به خوردن شیر شتر و زندگی در چادر صحرایی دارد سرنوشت او احتمالا مثل صدام اول فرار و پنهان شدن و بعد دستگیری و محاکمه دارد.

بشاراسد؛ سرنوشت این یکی را باید به آینده سپرد قضاوت اینکه وی چه سرنوشتی خواهد داشت آیا پایانی گریه آور در برابر اوست یا اینکه باید منتظر مجه خنده دار پایان او باشیم.


 

+ نوشته شده در 2011/3/26ساعت 11:1 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

فرعون

(مهدی سهیلی)


در سرزمین نیل 

فرعونهای خفته به کام سیاه مرگ 
حکام مومیایی در شیشه ها اسیر
 با چشمهای مات و دهان نیمه باز
فریاد می زنند
این دست های لاغر و خشک و نحیف ما 
یک روز بوسه گاه سران سپاه بود
در پنجه های ما که پرست از غبار مرگ
فرمان سرنوشت سپید و سیاه بود
چنگال ما گلوی بسی بی گنه فشرد
خون هزاربرده ی مسکین به خاک ریخت 
بازوی ما که در رگ خود خون ظلم داشت 
سرهای بی شمار به خاک هلاک ریخت 
این چشمها که روزن خاموش قرنهاست 
با یک نگاه جان بسی ناتوان گرفت 
این حفره های شوم که طرح دهان ماست 
با یک سخن ز مردم بی کس امان گرفت 
در کاسه های جمجمه ی خاکسود ما 
اندیشه ی خدایی و باد غرور بود 
در تنگنای حنجره ی پر سکوتمان 
فریاد خود ستایی و آوای زور بود
 با دست برده بر زبر و زیر قصرمان 
خشتی ز نقره خشت دگر از طلا زدیم 
از خون بی گناه ک رنگ شراب داشت 
مست غرور تکیه به تخت خدا زدیم
اما دریغ دوره ی شوکت به سر رسید 
تالار پر شکوه خدایان مغاک شد 
سرهای پر غرور سلاطین به باد رفت 
وان کاخ های سر به فلک تل خاک شد
با عبرتی نگاه به فرعون دوختم 
گفتم به زیرلب 
دیدی که آفتاب تسم بی فروغ بود
دیدی که روطهای طلایی به شب نشست 
وان شوکت و جلال شیاطین دروغ بود
دیدی که خشتهای زر و سیم قصر تو 
چون سرمه ررفت در دهن گردبادها 
دیدی که دست مرگ گلوی تو را فشرد 
رفت آن جلال و جاه دروغین ز یاد ها 
کو آفتاب بخت خدایان رود نیل 
 روشن نگر ستاره ی فرعون کور ش
وان تخت و بخت و قطر که از رنج برده بود 
همراه آرزوی خدایان به گور شد 

+ نوشته شده در 2011/1/31ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

سعدی شاعر ایران قرن هفتم در شعر و نثر حکایات در خور تاملی دارد که هرکدام از آنها جهانی آرزو ومیل برای ساختن و پرداختن به دنیایی است که در زمانه خود در آن میزیست اما نگاه سعدی معطوف به زمانهاست در واقع زبانی مشترک برای همه آدمها و کسانی است که جوهره کمک به همنوعان را الگوی خود ساخته اند بی دلیل نیست که شهر معروف او امروز سردر سازمان ملل متحد را بخود مزین ساخته است. این دغدغه از آگاهی درونی وی سرچشمه میگیرد زمان را درمینوردد و ممان نمیشناسد :

بنی آدم اعضای یکدیگرند                                               که در آفرینش زیک گوهرند 

چوعضوی بدر آورد روزگار                                           دگر عضوها را نماند قرار    

 

دوران سعدی ؛ویژه گی خاص خود او نیست زیرا در آن دوران مثل همیشه ایران گرفتاریهایی دارد حمله مغول ؛ حکومتهای نااهل و و حاکمیتیهایی که هرکس در آن دوران و زمانه ساز خود را کوک میکند حمله مغول اگر چه به فار کشیده نشد اما اثرات مخرب خود را در یاسه وجود حکومتی اشغالگر بخوبی نشان میدهد .

سعدی در آثار خود مضامین مختلفی را بکار میگیرد مضامین اجتماعی اخلاقی و سیاسی و دهها حکایت پند آموز دیگر گلستان اما آثری است که در پهنه متن نگاهی عمیق و دقیق به حاشیه دارد . جالب است همیشه  در کشاکش تضاد درونی این جهان بین متن و حاشیه تضاد غیر قابل سازش وجود دارد و شیخ اجل به شایستگی این تضاد را نشان میدهد اما تضادهایی که سعدی به آن میپردازد همیشه تازه وبکر است زیرا او می بیند و تشخیص میدهد که زبان مشترک و بدون لکنت با پویایی تمام نه به ضرب زور و دگنگ تخته قاپو بلکه با گفتگو حرفش را بر کرسی مینشاند و همیشه بازنده کهنه قمار حکایات سعدی توانگران و قدرتمندانی هستند که زبان نصیحت نمیشنوند. گلستان دارای هشت باب است :

1-در سیرت پادشاهان.

2=در اخلاق درویشان.

3=در فضیلت قناعت.

4=درفواید خاموشی.

5=در عشق و جوانی.

6=در ضعف و پیری.

7=در تاثیر تربیت .

8= در آداب صحبت.

در بخش اول یعنی در سیرت پادشاهان حکایات وی در ارتباط است با رفتار پادشاهان و حاکمان با مردم ؛دادن حق مردم و صله رحم یا همان اصطلاح معروف (حق الناس)؛ اما چنانکه گفتم گفتار سعدی خاص او نیست بلکه برای دیروز ؛امروز و فرداست. 

وی در حکایتی دلنشین از ملوکی میگوید که بمال مردم دست اندازی میکند وعاقبت چون نصیحت وزیر حکیم را ناشنیده میگیرد ملک و مملکتش به تباهی میرود:

یکی را از ملوک عجم حکایت کنند که دست تطاول بمال رعیت دراز کرده بود و جور و آذیت آغاز کرد تا بجایی که خلق از مکاید فعلش بجهان برفتند و از کربت جورش راه غربت گرفتند . چون رعیت کم شد ارتفاع ولایت نقصان  پذیرفت وخزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند .

هرکه فریادرس روز مصیبت خواهد------------------ گو در ایام سلامت بجوانمردی کوش.

بنده حلقه بگوش ار ننوازی برود   ------------------لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه بگوش 

باری؛ بمجلس او در ؛کتاب شاهنامه همی خواندند در زوال مملکت ضحاک وعهد فریدون.وزیر ملک را پرسید:هیچ توان دانستن که فریدون که گنج و ملک و حشم نداشت چگونه برو مملکت مقرر شد؟

گفت :آنچنانکه شنیدی خلقی برو بتعصب گرد آمدند و تقویت کردند و پادشاهی یافت.

گفت ای ملک: چو گرد آمدن خلقی موجب پادشاهیست تو مر خلق را پریشان برای چه می کنی؟ مگر سر پادشاهی کردن نداری؟.

همان به لشکر بجان پروری -------------------------------------------- که سلطان بلکشر کند سروری .

ملک گفت :موجب گرد آمدن سپاه و رعیت چه باشد؟

گفت:پادشه را کرم باید تا برو گردآیند و رحمت تا درپناه دولتش ایمن نشینند و ترا هردو این نیست.

نکند جور پیشه سلطانی --------------------------------------------- مه نیاید زگرگ چوپانی

پادشاهی که طرح ظلم افکند ---------------------------------------- پای دیوار ملک خویش بکند.

ملک را پند وزیر ناصح موافق طبع مخالف نیامد . روی از این سخن در هم کشیدو بزندانش فرستاد. بسی برنیامد که بنی عم سلطان بمنازعت برخواستند و ملک پدر خواستند.قومی که از دست تطاول او بجان آمده بودند و پریشان شده؛بر ایشان گرد آمدندوتقویت کردند تا ملک از دست این بدر رفت و بر آنان مقر شد.

پادشاهی کو روا داردستم برزیردست ------------------ دوستدارش روز سختی دشمن زور آور است.

با رعیت صلح کن و ز جنگ خصم ایمن نشین------------ زانکه شاهنشاه عادل را رعیت لشکرست.

 

والخ.................................................................................................................

 

 

+ نوشته شده در 2010/11/3ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

+ نوشته شده در 2010/8/8ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

اولین آثر بازمانده تاریخی حقوق بشر(استوانه کوروش)

+ نوشته شده در 2010/7/23ساعت 5:15 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

متن سخنرانی چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ

از تاريكي به روشنايي، ورود به دنيايي مهربان‌تر
ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم بازخواهد گشت.
من متاسفم،

اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور دهم يا جايي را فتح كنم.

من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكاني باشد

يهودي، بي‌دين، سياه، سفيد.

ما همه مي‌خواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است. ما همه مي‌خواهيم در شادي يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي يكديگر، ما نمي‌خواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم، در اين دنيا اتاقي براي همه يافت مي‌شود و زمين نيك غني است و مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگي مي‌تواند آزاد و زيبا باشد.
اما ما راه را گم كرده‌ايم
حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر كرده،

ما را در بدبختي و خون غوطه‌ور كرده است.

ما سرعت را بالا برده؛ ولي خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته است. ما بسي فكر مي‌كنيم و بسيار كم‌احساس. بيش از ماشين‌آلات، ما محتاج انسانيت هستيم.

بيش از هوش محتاج مهرباني و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگي خشن مي‌شود

و همه چيز از دست مي‌رود. هواپيما و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد مي‌زند،

براي برادري جهاني براي يگانگي همه ما فرياد مي‌زند. حتي اكنون صداي من به گوش ميليون‌ها نفر در جهان مي‌رسد، ميليون‌ها مرد، زن و كودك نااميد، قربانيان سيستمي كه باعث مي‌شود بشر شكنجه كند و مردم بي‌گناه را به زندان بيندازند.
به كساني كه صداي مرا مي‌شوند، مي‌گويم «نااميد نشويد».
رنجي كه اكنون در بين ماست گذر حرص آدمي است، تلخي بشري است كه راه پيشرفت انسان او را مي‌ترساند.

 



نفرت آدمي مي‌گذرد و ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم باز خواهد گشت و تا زماني كه انسان‌ها مي‌ميرند، آزادي نابود نخواهد شد.سربازان: خود را به دست ددمنشان نسپاريد، انسان‌هايي كه شما را تحقير مي‌كنند، در بند مي‌كشانندتان، كساني كه زندگي شما را كنترل مي‌كنند، به شما مي‌گويند كه چكار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كساني كه شما را شرطي مي‌كنند، رژيم غذايي مي‌دهند با شما مانند گاو رفتار مي‌كنند و از شما به‌عنوان گلوله توپ استفاده مي‌كنند. خود را به دست انسان‌هاي غيرطبيعي نسپاريد، مردان ماشيني با ذهن ماشيني و قلب ماشيني! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد! شما عشق به انسان در قلب خود داريد.
شما نفرت نمي‌ورزيد؛ تنها بي‌عشقان متنفرند، بي‌عشق و غيرطبيعي. سربازان: براي بردگي مبارزه نكنيد! براي آزادي بجنگيد! در فصل هفدهم سنت لوك نوشته شده «قلمروي خداوند در ميان انسان‌هاست» نه يك انسان و نه گروهي از انسان‌ها، بلكه همه انسان‌ها، در شما، شما مردمي كه قدرت داريد؛ قدرتي كه ماشين بسازيد؛ قدرتي كه شادي پديد آوريد. شما مردمي كه قدرت داريد تا زندگي را آزاد و زيبا كنيد تا اين زندگي را پر از حادثه كنيد.سپس به نام دموكراسي، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم! متحد شويم. يگانه! براي يك دنياي جديد مبارزه كنيم، دنياي آراسته‌اي كه به همه انسان‌ها اجازه مي‌دهد كار كنند كه به شما آينده و امنيت دوره سالمندي مي‌دهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت مي‌رسند؛ ولي آنها دروغ مي‌گويند. آنها به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و هرگز نخواهند كرد. ديكتاتورها خود را آزاد مي‌كنند؛ ولي مردم را برده مي‌كنند. اكنون، مبارزه كنيم براي رسيدن به آن وعده‌ها! مبارزه كنيم براي آزاد كردن دنيا، براي از بين بردن موانع، براي دور كردن حرص و آز، نفرت و ناشكيبايي، مبارزه كنيم براي جهان منطقي، جهاني كه علم و پيشرفت به شادي انسان مي‌انجامد.سربازان؛ به نام دموكراسي متحد شويم.
هانا، صداي مرا مي‌شنوي؟ هرجا هستي نگاه كن هانا: ابرها به حركت در مي‌آيند؛ خورشيد مي‌درخشد. ما از تاريكي به روشنايي مي‌رويم. ما به جهاني نو وارد مي‌شويم.

دنيايي‌مهربان‌تر، جايي كه انسان‌ها بر فراز نفرت خود، حرص خود و ددمنشي خود قرار مي‌گيرند.

نگاه كن هانا: به روح انسان بال داده شده است و بالاخره او پرواز را آغاز مي‌كند،

به سوي رنگين‌كمان پرواز مي‌كند

به سوي نور اميد،

به سوي آينده، آينده باشكوه متعلق به توست،

به من و همه ما. نگاه كن هانا، نگاه كن.
+ نوشته شده در 2010/7/7ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

روشنفکر آن نیست که بداند و لب فرو بندد. روشنفکر آن نیست که بنویسد و در گوشه خانه نشیند. روشنفکر آن نیست که بگوید اما تمام نگوید. روشنفکر کسی است که می داند و می گوید و تمام هم می گوید. زیستن روشنفکر با آن چه می داند گره خورده است. اگر آن چه را که می داند به زبان نیاورد خود را نفی کرده است. روشنفکر دانش خود را فریاد می زند؛ سواد خود را به خدمت می گیرد؛ .......ِ با کار فکری خود روشنایی می پراکند و تاریکی های ذهن انسان های محروم را با نور

دانش خویش از میان می برد.
روشفکر در واقع روشنگر است. فکر روشن برای روشنی دادن به دل های تاریک است. به آنها که به دلیل جهل خود در افسردگی و ناامیدی به سر می برند.
روشنفکر یا همان روشنگر آرامش ندارد تا زمانی که بداند هر آن چه را که داشته به هر آن که نیاز داشته داده است.
شاملو در این باره چنین می گوید:
آنكه میانديشد

به ناچار دم فرو میبندد

+ نوشته شده در 2010/4/2ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

بوی گل نرگس؟
- نه،
که بوی خوش عید است!
شو پنجره بگشا،
که نسیم است و نوید است.
رو خار غم از دل بکن، ای دوست،
که نوروز
هنگام درخشیدن گلهای امید است.
بر لالهء از برف برون آمده بنگر،
چون روی تو، کز بوسه من سرخ و سپید است.
با نقل و نبیدم نبود کار، که امروز
روی تو مرا عید و لبت نقل و نبید است.
گر با دل خونین، لب خندان بپسندی
با من بزن این جام، که ایام، سعید است!

+ نوشته شده در 2010/3/20ساعت 8:22 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |


 


+ نوشته شده در 2010/1/7ساعت 4:36 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

درست مثل پینوکیو

من، گاليلئو گاليله، فرزند وينچنزو گاليله اهل فلورانس ، در سن هفتاد سالگي، در حضور دادگاه عادل، در برابر شما زانو زده و در برابر کتاب مقدس که در برابر من است سوگند ياد مي کنم که همواره به جمله اين کتاب و آنچه پاپ مقدس و كشيشان كليساي كاتوليك مي گويند اعتقاد داشته و به لطف خداوند متعال در آينده نيز اعتقاد خواهم داشت

اعلام ميکنم که نظر من در مورد اينکه خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي چرخد، يک تفکر باطل ، الحادي و نادرست و گمراه کننده بود که نمي بايست در هيچ جا، تدريس شود ، مورد بحث قرار گرفته يا مورد استناد قرار گيرد. واقعيت مشخص و روشن اين است که زمين مسطح و ثابت است و همانگونه که هر کسي مي داند و هر روز مي بيند، اين خورشيد و تمام ستارگان هستند که به دور زمين مي چرخند. اين اعتقاد من است و در آينده نيز از اين اعتقاد برنخواهم گشت

 

دادگاه گالیله

ميخواهم در برابر شما اعلام کنم که در خلوت خود ، نور حقيقت در دل من راه يافته و به خوبي درک کردم که آنچه قبلاً گفته بودم اشتباه بوده و از کرده خود پشيمانم و هر محکوميت و جزايي که براي من تعيين شود با خوشحالي پذيرا خواهم شد و اميدوارم به سزاي خود در گمراهي بخش زيادي از جامعه برسم

در صورتي که از هر يک از موارد فوق تخطي کرده و در آينده به تفکر نادرست خويش بازگردم، مسئوليت و تبعات اين خطاي نابخشودني را به طور کامل مي پذيرم. من براي اينکه از صحت و دقت اعترافات خود مطمئن باشم همه چيز را از قبل روي اين برگه نوشته و براي شما خواندم و اعلام ميکنم که اين برگه، رسم الخط خود من و ذهنيات و اعتقادات شخصي من بوده و بدون هرگونه فشار و تأثيري از بيرون، نگاشته شده است.

زمین گرد نیست

 

+ نوشته شده در 2009/10/30ساعت 10:3 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

چائوشسکو بعد از کشته شدن توسط شورشیان ضد حکومت در بخارست

چائوشسکوو همسرش در شورشهای رومانی کشته میشوند

+ نوشته شده در 2009/10/20ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

قسمت دوم: مجازات سران نازیسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واین پایان یک ماجرای ادامه دار بود...

 

+ نوشته شده در 2009/10/5ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

قسمت اول:

آدلف هیتلر

هیتلر در دوران کودکی


 



ویرانه های جنگ


 



ویرانه های جنگ دوم -لهستان


اعدام مخالفان


بدستور هیتلر جشن کتابسوزی در آلمان براه میافتد


هیتلرو همسرش گلی رابائول که ساعاتی قبل ازخودکشی با او ازدواج نمود


پناهگاهی که هیتلر در آن خودکشی کرد


وپایان دردآور یک دیکتاتور جنایتکار(خودکشی هیتلرقبلاز سوزانده شدن)


وااین پایان هیتلر بود

 

+ نوشته شده در 2009/9/21ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

متن سخنرانی چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ

از تاريكي به روشنايي، ورود به دنيايي مهربان‌تر
ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم بازخواهد گشت.
من متاسفم،

اما نمي‌خواهم امپراتور شوم. كار من نيست. من نمي‌خواهم به كسي دستور دهم يا جايي را فتح كنم.

من دوست دارم به همه كمك كنم، اگر امكاني باشد

يهودي، بي‌دين، سياه، سفيد.

ما همه مي‌خواهيم به همديگر كمك كنيم، نوع بشر چنين است. ما همه مي‌خواهيم در شادي يكديگر زندگي كنيم، نه در رنج وبدبختي يكديگر، ما نمي‌خواهيم از يكديگر متنفر باشيم و همديگر را تحقير كنيم، در اين دنيا اتاقي براي همه يافت مي‌شود و زمين نيك غني است و مي‌تواند براي همه غذا فراهم كند. شيوه زندگي مي‌تواند آزاد و زيبا باشد.
اما ما راه را گم كرده‌ايم
حرص و آز روح بشر را مسموم كرده، دنيا را پر از تنفر كرده،

ما را در بدبختي و خون غوطه‌ور كرده است.

ما سرعت را بالا برده؛ ولي خودمان را محبوس كرده‌ايم. ماشين‌آلات با توليد انبوه ما را نيازمند كرده است. دانش ما را بدگمان كرده، هوشمان سخت و نامهربان گشته است. ما بسي فكر مي‌كنيم و بسيار كم‌احساس. بيش از ماشين‌آلات، ما محتاج انسانيت هستيم.

بيش از هوش محتاج مهرباني و ملايمت. بدون اين كيفيات، زندگي خشن مي‌شود

و همه چيز از دست مي‌رود. هواپيما و راديو ما را به هم نزديك كرده است. طبيعت اصلي اين اختراعات براي نيكي بشريت فرياد مي‌زند،

براي برادري جهاني براي يگانگي همه ما فرياد مي‌زند. حتي اكنون صداي من به گوش ميليون‌ها نفر در جهان مي‌رسد، ميليون‌ها مرد، زن و كودك نااميد، قربانيان سيستمي كه باعث مي‌شود بشر شكنجه كند و مردم بي‌گناه را به زندان بيندازند.
به كساني كه صداي مرا مي‌شوند، مي‌گويم «نااميد نشويد».
رنجي كه اكنون در بين ماست گذر حرص آدمي است، تلخي بشري است كه راه پيشرفت انسان او را مي‌ترساند.

 



نفرت آدمي مي‌گذرد و ديكتاتورها مي‌ميرند و قدرتي كه از مردم مي‌گيرند به مردم باز خواهد گشت و تا زماني كه انسان‌ها مي‌ميرند، آزادي نابود نخواهد شد.سربازان: خود را به دست ددمنشان نسپاريد، انسان‌هايي كه شما را تحقير مي‌كنند، در بند مي‌كشانندتان، كساني كه زندگي شما را كنترل مي‌كنند، به شما مي‌گويند كه چكار كنيد، چه بنوشيد، چگونه بينديشيد و چگونه احساس كنيد. كساني كه شما را شرطي مي‌كنند، رژيم غذايي مي‌دهند با شما مانند گاو رفتار مي‌كنند و از شما به‌عنوان گلوله توپ استفاده مي‌كنند. خود را به دست انسان‌هاي غيرطبيعي نسپاريد، مردان ماشيني با ذهن ماشيني و قلب ماشيني! شما ماشين نيستيد! شما گاو نيستيد! شما انسانيد! شما عشق به انسان در قلب خود داريد.
شما نفرت نمي‌ورزيد؛ تنها بي‌عشقان متنفرند، بي‌عشق و غيرطبيعي. سربازان: براي بردگي مبارزه نكنيد! براي آزادي بجنگيد! در فصل هفدهم سنت لوك نوشته شده «قلمروي خداوند در ميان انسان‌هاست» نه يك انسان و نه گروهي از انسان‌ها، بلكه همه انسان‌ها، در شما، شما مردمي كه قدرت داريد؛ قدرتي كه ماشين بسازيد؛ قدرتي كه شادي پديد آوريد. شما مردمي كه قدرت داريد تا زندگي را آزاد و زيبا كنيد تا اين زندگي را پر از حادثه كنيد.سپس به نام دموكراسي، اجازه دهيد آن قدرت را استفاده كنيم! متحد شويم. يگانه! براي يك دنياي جديد مبارزه كنيم، دنياي آراسته‌اي كه به همه انسان‌ها اجازه مي‌دهد كار كنند كه به شما آينده و امنيت دوره سالمندي مي‌دهد. با وعده اين چيزها، دژخيمان به قدرت مي‌رسند؛ ولي آنها دروغ مي‌گويند. آنها به وعده‌هاي خود عمل نمي‌كنند و هرگز نخواهند كرد. ديكتاتورها خود را آزاد مي‌كنند؛ ولي مردم را برده مي‌كنند. اكنون، مبارزه كنيم براي رسيدن به آن وعده‌ها! مبارزه كنيم براي آزاد كردن دنيا، براي از بين بردن موانع، براي دور كردن حرص و آز، نفرت و ناشكيبايي، مبارزه كنيم براي جهان منطقي، جهاني كه علم و پيشرفت به شادي انسان مي‌انجامد.سربازان؛ به نام دموكراسي متحد شويم.
هانا، صداي مرا مي‌شنوي؟ هرجا هستي نگاه كن هانا: ابرها به حركت در مي‌آيند؛ خورشيد مي‌درخشد. ما از تاريكي به روشنايي مي‌رويم. ما به جهاني نو وارد مي‌شويم.

دنيايي‌مهربان‌تر، جايي كه انسان‌ها بر فراز نفرت خود، حرص خود و ددمنشي خود قرار مي‌گيرند.

نگاه كن هانا: به روح انسان بال داده شده است و بالاخره او پرواز را آغاز مي‌كند،

به سوي رنگين‌كمان پرواز مي‌كند

به سوي نور اميد،

به سوي آينده، آينده باشكوه متعلق به توست،

به من و همه ما. نگاه كن هانا، نگاه كن.
+ نوشته شده در 2009/9/6ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

http://irancartoon.ir/news/archives/2007/04/post_860.php

+ نوشته شده در 2009/8/28ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

با درود به دوستان عزیز و خوانندگان وبلاگ راه مردم

به اطلاع دوستان عزیز میرسانم اخیرا خبری از سوی سایت خبری خلیج فارس در استان بوشهر به نقل از اینجانب در مورد خبر مربوطه به ادامه بازداشت و یا آزادی  من بصورت موضع گیری شخصی من منتشر گردید که بشدت آن را تکذیب ؛ که انتشار چنین اخباری  بدلیل اینکه از سوی من نمی باشد آن را دروغ محض از سوی سایت فوق اعلام مینمایم.

+ نوشته شده در 2009/4/21ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

نوروز  درخت تنومند هزاره ها

بر 

 

 ایرانیان آزاده و فرزندان کوروش

 

مبارکباد

 

+ نوشته شده در 2009/4/3ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

 حامیان سایت ضد ملی سوک چه کسانی هستند؟

 بعد از انتشار خبر های اخیر و سراپا کذب سایت محلی سوک که وابستگی آن به فرد یا افرادی در مجموعه های دولتی در سطح استان میرود اخیرا خبری در مورد اتهام جاسوسی از ایشان بر علیه بنده در این سایت بکرات منتشر گردیده است که اینجانب به دلایلی خاص از جواب دادن به هاشم زاده مدیر معلوم الحال سایت خبری سوک اجتناب ورزیدم و لی تو گویی اینکه سکوت من احتمال شائبه ضعف از سوی ایشان تلقی گردیده است. اما آنچه که از نوع چینش اطلاعات داده شده در موارد مختلف در این سایت منتشر میشود  چند شائبه را در ذهن مخاطبان بوجود میآورد:

۱= وابسته بودن این فرد به مجموعه عواملی در نهادهایی مانند استانداری که ایشان با قاطعیت تمام حتی از کوچکترین جزییات تغییر و تحول در بوشهر آگاه است و یا حداقل خود را مطلع نشان میدهد .اگر کوچکتریت شکی در مورد این گفته من وجود دارد باید بگویم که درب استانداری که اتفاقا بر روی منتقدین این مجموعه بسته است و از طریق گیت های امنیتی روزنامه نگاران مستقل بشدت کنترل میشوند چگونه است که اخبار تغییرات استانی در این سایت بیشتر از سایتهای دیگر دیده میشود؟ . حتی در سفر چند ماه پیش که از سوی خانه مطبوعات محلی به منطقه پارس جنوبی ترتیب داده شده بود اتفاقا هاشم زاده مدیر سایت سوک نیز درآنجا با بنده ملاقاتی به شکلی کاملا  اتفاقی داشت و بعد از گفتگویی تقریبا کوتاه ایشان خود را فردی مطلع از اخبار در مجموعه وزارت کشور و بعضی از نهادهای امنیتی قلمداد نمود حال تصور کنید این فرد در محافل و مجالس با چه شگردهایی برای کسب خبر وارد عمل میشود.

هاشمزاده مدیر سایت محلی سوک

۲= انتشار اخبار دروغ و سراپا کذب در سایت سوک نشان دهنده و ابستگی سازمانی این فرد برای ایجاد جنگ روانی در استان و برهم ریختن آرامش و جلوگیری از جریان خبر رسانی آزاد است برای مثال ظرف ۷۲ ساعت اخیر درج خبری مربوط به نامه ارسالی محمد دادفر نماینده سابق در مجلس هفتم به شورای شهر بوشهر که اتفاقا با قاطعیت از صحیح بودن منابع ایشان خبر میداد به ناگاه خبر این نامه از سوی شورای شهر بوشهر تکذیب میگردد و آیا برای مخاطب این عمل سایت سوک دلیلی آشکار بر درو غگو بودن مدیر این سایت نیست؟

۳=براساس شایعات موجود هاشم زاده مجری سیاستهایی است که از سوی غلامحسین کرمی به ایشان و سایت محلی سوک القا میشود و از آنجاییکه دکتر کرمی ریاست محترم بازرسی استان از عموزاده های اینجانب است من به ایشان در مورد دوستی با سایت مخرب و فتنه انگیز سوک واقعا هشدار میدهم که مبادا ایشان(هاشمزاده) با ترفندهای مختلف با کسب اطلاعات و اخبار با مصادره به مطلوب شروع به دروغ پراکنی نماید و البته در مورد اینکه اگر هاشمزاده برای رسیدن به پلکان ترقی بخواهند متملق گوی  عموزاده بنده باشند هم خوشحالم و باعث افتخار بنده است.

۴= نهادهای ذیربط درمورد اتهام بنده فرض جاسوسی را ردنمودند و اقعا من نمیدانم که اتهام منتسب بمن  را آقای هاشم زاده از کجا یافته اند و احتمالا پروند من ممکن است ازطریقی بدست ایشان رسیده باشد به هرحال این که  ایشان خود را بیشتر فردی امنیتی و اطلاعاتی میدانند چیزی است که خودشان معتقدند که هر از گاهی اشارتی به بنده مینمایند و مرا رهین الطاف خود میکنند.

۵= اینکه هرخبرگزاری بخواهد درمورد هرکس چیزی بگوید صرف وابستگی آن فرد نمیتواند به فلان مجموعه یا سازمان  باشد و البته همه میدانند که جهان مجازی آنقدر نامحدود است که کنترل آن امری پیچیده است. در عین اینکه اینجانب هیچ مسئولیتی درمورد آنچه که سایتهای خارج از کشور درمورد من  مینویسند ندارم و نخواهم داشت.

 

+ نوشته شده در 2008/12/10ساعت 4:56 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |


عکس:اسماعیل جعفری

عکس:اسماعیل جعفری

بقیه عکسها در صفحه بعد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2008/12/5ساعت 2:47 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

امنیت پاییزی در بوشهر

در حالی که مسئولین از وجود امنیت اجتماعی در استان سخن میگویند و طرح ارتقای امنیت اجتماعی از برنامه های در دستور کار نهادهای ذیربط در کشور و در استان بوشهر است خبرهای منتشره و و اقعیات موجود اما نشان از این مسئله است که ارتقای سطح امنیت اجتماعی علیرغم ادعاهای مکرر مسئولین تا چه حد موفق آمیز بوده است . وجود تنها دو قتل در معابر عمومی شهربوشهر که هنوز انگیزه های آن مشخص نیست میتواند مبین طرح این سوال از نهادهای دست اندرکار باشد که پاسخگو کیست؟ 






+ نوشته شده در 2008/11/25ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

 معلمان  از زحمتکش ترین اقشار کشورند در حالیکه میتوان این گروه را از آسیب پذیر ترین افراد بحساب آورد . تلاش و دغدغه طیف زحمتکش و مسئولیت پذیر ؛در ایجاد و آفرینش استعدادهای درخشانی که میتوانند در سطح علمی و آموزشی کشور موثر باشند بر هیچکس پوشیده نیست در واقع باید گفت آنچه به زیربنای فکری و علمی یک کشور و یک ملت کمک میکند نظام آموزشی و شیوه انتقال دانش است و این امر بیگمان تنها میتواند باری سنگین را بردوش مجریان این عمل بزرگ که همان معلمان باشد بگذارد بی دلیل نیست که جایگاه این قشر فهیم  در دنیای کنونی محلی از اعراب دارد با اینحال نباید این قشر مسئولیت پذیر در جامعه به بوته فراموشی سپرده شود و این در حالی است که این قشر زحمتکش بدلیل مشکلات اقتصادی که همواره فراروی آنهاست با تهدیدات روانی زیادی روبرو هستند و بی توجهی به آنها میل به ادامه مسئولیت را از آنان میگیرد؛در حالی که مسئولین مهرورز دولت نهم از عدالت و مهرورزی ادعایی سخن میگویند تو گویی فقط با تزریق و ادامه سیاست گفتار درمانی میتوان باری از مشکلات صنفی معلمان را حل نمود . مشکلاتی مانند مسکن و نداشتن سرپناه و ایجاد تبعیض جنسیتی برای استفاد از مزایای شغلی بخش انبوهی از گرفتاریهایی است که در دولت نهم نه تنها لاینحل مانده بلکه سعی در لاپوشانی نمودن این مشکلات نیز میرود. وزیر آموزش و پرورش جناب دکتر علی احمدی در حالی به بوشهر وارد شدند که هیچکس حتی کارمندان این نهاد نیز تا قبل از ورود ایشان اطلاعی از کم و کیف ورود وی به بوشهر نداشتند ولی احتمال میرود بعلت مناسب بودن هوای بوشهر در فصل پاییز وزرای کشور برای هواخوری و نه کم نمودن بار مشکلات معمولا در این فصل به استان بوشهر میآیند و طبق برنامه زمانی همیشگی خود عسلویه این منطقه همیشه دوست داشتنی را در برنامه ییلاقی و قشلاقی خود قرار میدهند . علی احمدی وزیر آموزش و پرورش نیز بعد از ورود شب گذشته به فرودگاه بوشهر بی توجه به وضعیت فرهنگیان و مشکلات انبوه و کمرشکن ؛خیلی بی تفاوت ؛امروز راهی منطقه عسلویه میگردد و باز این در حالی است که مطبوعات استان در مورد ورود وزیر آموزش و پرورش نه تنها مطلع نبودند  بلکه باید ریاست آموزش و پرورش استان بوشهر را مورد انتقاد و بازخواست قرار داد که چرا مطبوعات را در جریان ورود ایشان قرار ندادند ولی یک گمانه زنی میتواند مارا به این نتیجه برساند که آموزش و پرورش بوشهر دچار بحران بی تدبیری و بی کفایتی است و جا دارد مسئولین کشور برای رفع این بحران چاره ای بیندیشند.

+ نوشته شده در 2008/11/19ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |


پس لرزه های یک دروغ عنوانی است که این هفته برگزیدم حقیقتا عنوانی هم نتوا نستم بیابم هم به این دلیل که دروغ اساسا امروزه واژه غریبی نیست و از طرفی به این علت که با ما آنچنان عجین و آمیخته شده که بعضی و قتها آدمی حدومرز آن را نمیتواند تشخیص دهد و البته ا گر ماخودمان دروغ بگوییم قطعا حد ومرز آن را خوب بلدیم. داشتم مطلبی را از یکی از سیایتهای داخل کشور میخواندم (http://www.fararu.com/)که به مطلبی برخوردم با این مضمون که ماجرای کردان همچنان ادامه دارد . دروغ بزرگ کردان که با حمل و یدک کشی مدرک دکترا توانست خود را تا منصب وزارت کشور نیز برساند در سه سالی که از گذر پرفرازو نشیب دولت احمدی نژاد هم در عرصه داخلی که مورد انتقادات فراوانی در عرصه های سیاسی و اقتصادی است و هم در عرصه خارجی که سیاستهای چند صدایی این دولت موجب انزوای کشور در سالهای اخیر گردیده است در هرصورت اما عوضعلی کردان خود  توانست در جریان سه ماه صدارت خود بر منصب وزارت کشور بیشترین ضربات را بر پیکر این دولت مدعی عدالت وارد آورد سوای از تمام اینها به صرف زشت بودن این عمل یعنی دروغ یک وزیرکه موجب استیضاح وی در مجلس گردید گویا پس لرزه های کردان ممکن است بجان دیگران نیز بیفتد؛ بهمین دلیل است که احمدی نژاد تهدید به بررسی مدارک دیگر مدیران نیز نموده که البته اگر بنده بجای ایشان میبودم قبل از هرکاری یقه لاریجانی را میگرفتم و از اینکه کردان سالیانی چند در سازمان تحت امر ایشان (صداوسیما)کار میکرده و لاریجانی نیز بدون تحقیق و بررسی و یا ارزشیابی مدرک تحصیلی ایشان وی را مصدر امور در این سازمان نموده از طرفی رئیس جمهور احمدی نژاد میبا ید پای سازمان ارزشیابی مدارک تحصیلی را هم وارد قضیه کند تنها به این دلیل ساده که این سازمان از وظیفه قانونی خویش تخطی کرده ؛مگر میشود شخصی که صحت مدرک تحصیلی اش هم از سوی دانشگاه آزاد و هم دیگر مقاطع تحصیلی اش از طرف دیگر نهادهای آموزشی تکذیب میشود سالیانی در دانشگاه تدریس نماید و حقوق اش را هم بگیرد در حالی که در این مدت هیچ اقدامی از سوی نهادهای ذیربط برای ارزشیابی مدارک آقای کردان صورت نگیرد.  با اینحال اگر بعد از ماجرای استیضاح کردان که باعث برکناری وی از وزارت کشور گردید مجلس بخواهد پیگیر ماجراهایی همچون قصه غمناک کردان باشد معلوم نیست که تکانه های این زلزله دامن چه کسانی را خواهد گرفت ؟!!.

+ نوشته شده در 2008/11/11ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

توهين به ايرانيان در دبي ...!!!

25 مهر 87 - 07:27

بي شرمي ماموران اماراتي فرودگاه دبي

عليه مسافران بيگناه ايراني

منبع / نويسنده: وب سايت ايران ب ب ب

فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبي با مسافران و گردشگران ايراني

ماموران فرودگاه دبي به دليل انچه دريافت گزارشي مبني بر احتمال حمل مواد مخدر توسط يکي از مسافران ايراني پرواز تهران – دبي در ( پنجشنبه 14 شهريور )ضمن رفتاري بسيار شديد و وحشيانه اقدام به بازرسي و لخت کردن تمامي 152 نفر مسافران اين پرواز اعم از زن و مرد نمودنند
به گزارش شاهدان عيني که خود هم از مسافران اين پرواز نيز بوده اند پليس دبي پس از نگهداري 4 ساعته تمامي مسافران در فرودگاه دبي ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامي مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسي ويژه هدايت کرده اند


در سالن ويژه بازرسي فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبي از همه خواستنند تمام لباسهاي خود و حتي لباسهاي زير خود را دراورند و اقدام به بازرسي مسافران اين پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند
همچنين در پي گستاخي پليس فرودگاه امارات تمامي زن ها و دختر ها را توسط پليس مرد کاملا برهنه کردنند و حتي از فرو بردن دست در درون اندام تناسلي بانوان و دختران هم کوتاهي نکردنند

خانواده ایرانی در فرودگاه دبی

شاهدان عيني از فرياد و گريه و شيون زنان و دختران ايراني در سالن بازرسي 2 حکايت ميکنند که تمامي فضاي سالن شماره 2 فرودگاه دبي را پر کرده بود
يکي ديگر از شاهدان اين پرواز ميگوييد که زنان و دختران را پس از بازسي وحشيانه از سالن بازرسي به سوي سالن خروجي فرودگاه دبي هدايت ميکردند در حالي که به انها حتي اجازه نداده بودنن لباس هاي زير خود را هم به تن کنند و در حالي انها را يکي يکي ازسالن بازرسي ويژه خارج ميکردند که زن ها و دختران گريه کنان فقط لباسهاي خود را در دست داشتنند و نه بر تن !

يکي ديگر از مسافران زن اين پرواز ميگوييد که در اثر برخورد وحشيانه و خشن پليس دبي در حال بازرسي بدني از مسافران دختر بکارت يکي از دختران ايراني پاره شده است و فريادها و گريه هاي اين دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده هاي ديگر ايراني بازرسي شده باعث شد که پليس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشيانه تمامي مسافران دربند در سالن بازرسي را به همراه داشته باشد
از طرفي در نهايت بعد از 3 ساعت از بازرسي ويژه بدني تک تک مسافران ايراني مشخص شد که هيچ يکي از انها هيچ مورد خلافي به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبي عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقير ايرانيان عازم دبي اين حرکت زشت و بدور از انسانيت را انجام داده اند

واکنش سفارت جمهوري اسلامي در دبي :


پس از مراجعه حضوري چندي از مسافران ايراني به سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي ابتدا از ورود اين افراد به ساختمان کنسولگري جلوگيري به عمل امد ولي پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعيت ماجرا براي مسئولان جمهوري اسلامي در دبي به انها قول داده شد که پيگير ماجراي اتفاق افتاده شوند
همچنين يکي از 3 نفر از دختران که با جراحت ... مواجه شده بودنند براي اثبات موضوع به پزشکي قانوني ارسال شد که حقيقت ادعا اثبات شود
از طرفي بعضي از خبرنگاران رسانه هاي گروهي با معاون سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي قرار مصاحبه گرفتنند که ايشان از پذيرفتن خبرنگاران خودداري کردنند و با تعجب فراوان ايشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامي ماجراي اتفاق افتاده را تکذيب کردنند و گفتنند موضوع مهمي اتفاق نيفتاده و ماجراي گفته شده فقط شايعه است !
ولي يک روز بعد از تکذيب ماجرا توسط کنسولگري ايران در دبي - سفارت جمهوري اسلامي در ابوظبي با تاييد ضمني خبر برخورد وحشيانه ماموران فرودگاه دبي با مسافران ايراني و پاره شدن بکارت يکي از دختران 15 ساله اين ماجراي را يک اقدام عادي در فرودگاه دبي خوانند ولي گفتنند که در اين زمينه با فرمانده پليس فرودگاه دبي صحبت و موضوع پيش امده را پيگيري
 کنند !!!!!! 

+ نوشته شده در 2008/10/27ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

شهر آفتاب تابان









+ نوشته شده در 2008/10/1ساعت 11:45 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

زنده باد فساد


جرج برنارد شاو

اين اعجوبه ده و اين پير زنده دل شوخ طبع كه همه جهانيان با ديدة تكريم و ستايش به او مي

 نگرند كه بود و در طول عمر نود و چهارسالة خود چه خدمتي به ادب و هنر انگلستان كرد؟                                                                   

جورج، اين روزنامه نگار و منتقد، داستانسرا و درام نويس ايرلندي در 26 ژوئيه سال 1856 در دوبلين ايرلند به دنيا آمد، پدرش را چون بازرگان ناموفق بود كه معاملات گندم مي كرد و هيچگاه در كار خود آدم موفقي نبود، و از آنجا كه نه وقت داشت و نه سواد و نه دانش كافي، تربيت و تعليم فرزندش را به عموي خود كه كشيش كليساي نسبت برايد بود سپرد، تنها اقبال جورج در اين بود كه مادرش يك موسيقي شناس با استعداد و يك خواننده آماتور بود و از همين رو جورج خردسال از همان سال هاي كودكي و نوجواني با موسيقي و تئاتر آشنا شد. تا ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2008/8/31ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط اسماعیل جعفری |

+ نوشته شده در 2008/8/15ساعت 12:55 بعد از ظهر توسط اسماعیل جعفری |